طلوع گل
ارسال مطلب ویرایش پروفایل پنل کاربری صندوق پیام ارسال پیام پیام های ارسال شده تالار گفتمان خروج
 

 

برای دیدن تو انتظار شیرین است

بهانه های دل بیقرار شیرین است

درخت هنجره ام وقف باغ توفان باد

شکوفه دادن سر، روی دار شیرین است

لطیف و سبز و غزل گونه می رسی از راه

بهار عمر منی،بهار شیرین است

* * * * *

میان آتش عشقت چه سبز می رویم!

جوانه بستن دل در شرار شیرین است

به گرد چشم تو گردم،همواره تا جان هست

فنا شدن به سر این مدار شیرین است

اگر چه بی تو سرودن برای من تلخ است

ولی طلوع گل از پای خار شیرین است

برای گفتن دردم، دلی امین می خواهم

که گفتگوی غم بی شمار شیرین است


این نظر توسط بهار در تاریخ دوشنبه 08 دی 1404 و 00:02 دقیقه ارسال شده است

/images/anymous.png

می روم...به کجا؟


نمی دانم ....حس بدی ست... بی مقصدی!





کاش نه باران بند می آمد... نه خیابان به انتها می رسید....





سلام زهرا جان.


مرسی که بهم سر زدی...خوشالم کردیپاسخ:لینکت کردم


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران